سیاست خارجی جمهوری اسلامی در چهل سالگی

سیاست خارجی جمهوری اسلامی در چهل سالگی

جمهوری اسلامی چهل سال بعد از شکل‌گیری، نتوانسته است سیستم حکومت دینی منحصربه‌فرد خود را صادر کند اما نفوذ خود را به طور قابل ملاحظه‌ای گسترش داده است. زمانی صدور انقلاب برای رهبران ایران هدفی بود که در آرزوی رسیدن به آن بودند اما حالا بیشتر راه‌کاری است برای رسیدن به حداکثر قدرت و حفظ منافع خود.

نویسنده: آرین طباطبایی / دکترای مطالعات جنگ، استاد دانشگاه و پژوهشگر رَند

ترجمه: مجتبی یکتا

اشاره:

رَند یکی از مهم‌ترین اندیشکده‌های سیاسی در امریکا است که از پیشگامان آینده‌پژوهی محسوب می‌شود. با این حال، روی سخن گزارش‌ این مؤسسه با سیاست‌گذاران امریکایی است و بدون تردید، منافع ملی امریکا را مد نظر قرار می‌دهد. انتشار متن حاضر که نخست اندیشکده‌ی آتلانتیک آن را منتشر کرد و سپس رند به انتشار مجدد آن مبادرت نمود، برای آگاهی از مطالعات و توصیه‌های سیاستی در امریکا است و هیچ گونه جنبه‌ی تأیید یا رد نظریات مطرح شده مدنظر پیشران نیست. به هر روی، در مطالب اندیشکده‌های تراز اول جهان، می‌توان نکاتی مهم را یافت و از آن‌ها بهره گرفت چه به صورت آموختن از نکات‌ آن‌ها و چه به صورت آماده‌شدن برای تقابل با رویکردهایی که احتمالا به عنوان پیامد توصیه‌های سیاستی آن‌ها اتحاذ می‌شود. در ترجمه‌ی حاضر، افزوده‌هایی جزیی نسبت به متن اصلی وجود دارند که با علامت [] مشخص شده‌اند.

***

چهل سالی می‌شود که گروه‌هایی ناهمگون از انقلابیون، محمدرضا شاه پهلوی را سرنگون کردند در حالی که اغلب این گروه‌ها تنها در یک چیز اشتراک داشتند: مخالفت با دولت شاهنشاهی ایران که مورد حمایت ایالات متحده بود. از آن زمان تاکنون، صدها پژوهشگر و متخصص [جریان اصلی در سیاست جهانی] سعی داشته‌اند تا سیاست خارجی جمهوری اسلامی را درک و در برخورد با چالش‌هایی که [برای نظم مسلط جهانی] ایجاد می‌کند، بهترین راه ممکن را انتخاب کنند. برخی از راه متعهد کردن رژیم ایران و پایبند کردن آن به قواعد بین‌المللی حمایت کرده‌اند در حالی که سایرین به دولت آمریکا فشار آورده‌اند تا موضع سخت‌تری در مقابل آن بگیرد. رییس جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ استدلال کرده است که با کمپین فشار حداکثری بر آخوندها، آن‌ها را مجبور خواهد کرد تا بر سر کل سیاست خارجی، شامل برنامه‌های موشکی و هسته‌ای و دخالت‌های‌شان در تعدادی از صحنه‌های نبرد در خاورمیانه و جنوب آسیا پای میز مذاکره نشسته و با آمریکا معامله کنند. اما به نظر نمی‌رسد جمهوری اسلامی، در سیاست خارجی خود، قصد تغییر مسیر داشته باشد.

آیتالله روح‌الله خمینی که هدایت انقلاب ایران را به دست گرفت، بارها از صدور آرمان‌های انقلاب به خارج از مرزهای کشور سخن راند. بر طبق نظر [آیت‌الله] خمینی و هواداران او، توده‌های ستمدیده در سراسر جهان اسلام خاموش مانده‌اند و موفقیت ایران در برکناری دیکتاتور مورد حمایت غرب، می‌تواند تنها الگوی موفق برای الهام‌بخشیدن به مردم تحت سلطه باشد تا آن‌ها نیز بیدار شوند و حاکمان ستمگر را سرنگون کنند.

بینش متعارف مسلط که بخش اعظم گفتمان معطوف به [تحلیل] سیاست خارجی ایران را در اختیار دارد، این رژیم را به گونه‌ای ترسیم می‌کند که گویی خود را وقف صدور انقلاب کرده است. برای این اساس، پشتیبانی تهران از گروه‌های [از نظر امریکا] تروریستی و شبه نظامیان در خاورمیانه و جاهای دیگر - به همراه مداخلاتش در افغانستان، عراق، سوریه، و یمن - تنها بر این امر صحه می‌گذارد که جمهوری اسلامی از آن ریشه‌های انقلابی خود جدا نشده است. اما با وجود این شواهد، با ارزیابی دقیق‌تر سیاست خارجی رژیم، ما شاهد ایرانی به مراتب عملگرایانه‌تر هستیم؛ حکومتی که سیاست‌هایش بر اساس فرهنگ و تجربیات تاریخی‌ آن شکل گرفته است.

در مدت کوتاهی پس از سقوط شاه و شکل‌گیری جمهوری اسلامی، عراقِ تحت حکومت صدام حسین به ایران حمله کرد. این حمله، آغازی بر 8 سال نبرد ویرانگر بود که صدها هزار کشته برجای گذاشت و میلیاردها دلار خسارت به اقتصاد و زیرساختهای کشور وارد آورد. ایران از این جنگ بدون جرح و تعدیلات سرزمینی بیرون آمد. در حالی که بازسازی کشور بعد از جنگ آغاز شده بود، حکومت ایران همچنان سیاست خارجی و دکترین نظامی پسا انقلابی و پساجنگ خود را توسعه داد و تا ظهور دولت [خودخوانده‌ی] اسلامی عراق و شام (داعش) در سال 2014 بر مبنای آن عمل می‌کرد.

طبق تفکر غالب در دهه‌های 1990 و 2000، دغدغه اصلی ایرانیان جلوگیری از برآمدن بازیگران دولتی نیرومند بود تا قادر نباشند حق حاکمیت و تمامیت ارضی ایران را به چالش بکشند. آن‌ها از سرمایه‌ی اشتراکات و ارتباطات مذهبی و نژادی برای شکل‌دادن به اتحادهایی با گروه‌های مختلف درون کشورهای همسایه بهره بردند. از این طریق، ایران توانست با هزینه‌ای نسبتا پایین، تاثیر و نفوذ خود را در سراسر منطقه ارتقا دهد. از افغانستان تا لبنان، ایران قادر بود قدرت‌های مرکزی را تضعیف کند، اطلاعات محرمانه بدست بیاورد، در برابر دشمنانش بازدارندگی ایجاد کند و قدرت خود را طرح‌ریزی نماید. و در دوره‌ی پس از یازده سپتامبر، وقتی نیروهای آمریکایی طالبان را در افغانستان و صدام حسین را در عراق سرنگون کردند، سیاست خارجی ایالات متحده در عمل [گرچه ناخواسته] تا حد زیادی یاریگر تهران برای رسیدن به اهدافش شد.

این دو تهاجمِ ایالات متحده، برای ایران فضای عملیاتی کافی فراهم آورد تا موقعیت خود را در این دو صحنه نبرد به خصوص در عراق تثبیت کند اما برآمدن داعش نشان داد که تضعیف قدرت‌های مرکزی، تنها به کار ایران نمی‌آید بلکه خوراک مناسبی برای رشد گروه‌های تروریستی هم می‌تواند باشد. بر این اساس، ایران درصدد تنظیم سیاستی برآمد تا بین دو هدف اغلب ناسازگار تعادلی برقرار کند: دولت‌های مرکزی را تضعیف کند تا هیچ یک از آن‌ها نتواند ایران را تهدید کنند و همزمان تلاش کند از فروپاشی آن‌ها جلوگیری کند تا زمین حاصلخیزی برای تروریست‌ها فراهم نشود. ایران با دولت‌های مرکزی افغانستان، عراق، و سوریه کار کرده است اما همزمان از گروه‌های غیردولتی در آن کشورها و جاهای دیگر نیز پشتیبانی می‌کند تا از این طریق، آن دولت‌ها را ضعیف نگه دارد و همچنین سعی کند اشتراکات و ارتباطات خود را با هر تعداد ممکن از مدعیان قدرت استحکام بخشد - در منطقه‌ای که دولت‌ها اغلب شکننده هستند و تضمینی برای بقای آنها وجود ندارد.

بخشی از کمپین ترامپ برای رسیدن به ریاست جمهوری، مساله‌ی ترک توافق هسته‌ای بود که در دوره‌ی رییس جمهور سابق، باراک اوباما امضا شده بود. بدین ترتیب، ترامپ به دنبال افزایش فشار بر ایران از طریق تحریم و منزوی کردن ایران بود. حکومت او تاکنون نیز همین برنامه را دنبال کرده‌است. با توجه به اظهارات علنی کاخ سفید در موردِ کوشش برای آوردنِ ایران پای میز مذاکره [ی مجدد و تحت فشار]، با خروج از توافق و افزایش تدریجی فشار بر ایران، تلاش می‌شود در مورد برنامه‌های موشکی و هسته‌ای، درگیری در نبردهای منطقه‌ای و پشتیبانی از تروریست‌ها و شبه نظامیان، زمینه برای توافقی جامع فراهم شود. در دو سال اخیر این‌گونه به نظر رسیده است که رهبران ایران برای اجتناب از تحریک واشنگتنی که احتمالا از دید آنان پیش‌بینی‌ناپذیرتر و متمایل‌تر به نظامیان شده است، رویه‌ای محتاطانه در پیش گرفته‌اند. با این حال، مسیر سیاست خارجی آنان تغییر قابل ملاحظه‌ای نکرده است. این کشور تا حد زیادی خلاف میل خود، در توافق هسته‌ای باقی مانده است تا مزایای آن را حفظ کند و ایالات متحده را در سطح بین‌المللی منزوی نماید؛ چنان که وزیر خارجه‌ی ایران، محمد جواد ظریف در توییتر خود نوشته است: «امروز، ایالات متحده با تحمیل مجدد تحریم‌ها بر علیه ایران که مردم عادی را هدف قرار داده است، با دادگاه عالی سازمان ملل و شورای امنیت به مخالفت برخواسته است. اما قلدربازی ایالات متحده نتیجه‌ی عکس می‌دهد ... ایالات متحده منزوی شده است نه ایران». ایران همچنان پشتیبانی از نیروهای غیردولتی مختلف و اعزام نیرو به سوریه را ادامه داده است. این امر نشام می‌دهد که خلاف آنچه بسیاری باور دارند، سیاست خارجی ایران امروز بر اساس شناخت تهدیدها و منافع شکل گرفته است، نه ایدئولوژی.

به دلیل خط مشی سیاست خارجی ایران که به نظر می‌رسد در درجه اول بر اساس ملاحظات امنیتی نظیر بازدارندگی و طرح‌ریزی قدرت منطقه‌ای ترسیم شده است، احتمالا ایالات متحده درصدد تغییر اساسی در رفتار این کشور نخواهد بود اما رسیدن به توافقی جامع در حکومت ترامپ طبق آنچه پیش‌تر گفته شد، به سادگی قابل دستیابی نیست، به خصوص در وضعیت حاضر که رییس جمهور، زمان محدودی در اختیار دارد - تنها دو سال از دور اول ریاست جمهوری ترامپ باقی مانده است. علاوه بر این، واشنگتن هر از گاه سیگنال‌های متناقض برای تهران ارسال کرده است.

به عنوان مثال، جان بولتون، مشاور امنیت ملی، در پاییز گذشته اعلام کرد ارتش ایالات متحده در سوریه تا زمانی که ایران آنجا باشد، باقی خواهد ماند. درست چند هفته بعد، رییس جمهور اعلام کرد که وی برای خروج ارتش آمریکا از سوریه برنامه‌ریزی کرده است. چنین تغییری ممکن است برای رهبران ایران نشانه‌ی این باشد که ایالات متحده می‌خواهد آنان را محدود کند اما هنوز تصمیم نگرفته است در کجا و چگونه آن را عملی کند. این دورنمای منطقه‌ای برای تهران مطلوب به نظر می‌رسد، به طوری که می‌تواند به لطف شبکه‌ی در حال رشد مبارزانش، قدرت خود را فراتر از انتظار طرح‌ریزی کند.

جمهوری اسلامی چهل سال بعد از شکل‌گیری، نتوانسته است سیستم حکومت دینی منحصربه‌فرد خود را صادر کند اما نفوذ خود را به طور قابل ملاحظه‌ای گسترش داده است. زمانی صدور انقلاب برای رهبران ایران هدفی بود که در آرزوی رسیدن به آن بودند اما حالا بیشتر راه‌کاری است برای رسیدن به حداکثر قدرت و حفظ منافع خود. امروز به نظر می‌رسد ایران در انتظار اتمام حکومت ترامپ است و همچنان از تقابل نظامی مستقیم با ایالات متحده اجتناب می‌کند بدون این که به نظر برسد می‌خواهد بر سر منافع خود سازش کند یا از دستاوردهای خود عقب‌نشینی نماید.

منبع: RAND

 

منتشر شده در ماهنامه پیشران - شماره 23

  • تاریخ : ۱۳۹۸/۲/۳
دعوت از نظر شما :
contact@endregion.ir