منِ کپی شده

منِ کپی شده

آیا منِ کپی شده همان منِ واقعی است؟

فرض کنید انسان‌ها به فناوری‌ای دست می‌یابند، که می‌توانند کپیِ کامل و بی‌نقصی از فرد را درون کامپیوتر ذخیره کنند و آن کپی، درونِ کامپیوتر و یک نرم‌افزار شبیه‌سازی شده به زندگیِ خود ادامه دهد. حالا فرض کنید درست لحظاتی قبل از مرگ مغز شما را درون کامپیوتر کپی کنند. آیا هویت اکنون شما معادل همان کپی است. آیا خودِ واقعیِ شما در کامپیوتر ادامه می‌یابد؟ شخصا فکر نمی‌کنم یا تا الان نتوانستم خودم را با آن کپی یکی بدانم. بنابراین سرنوشتِ آن کپی برای من اهمیتی نخواهد داشت. اگر آن کپی از من که درون کامپیوتر است، به دست چند نوجوانِ هکر بیفتد و منِ کپی را تا سرحد مرگ شکنجه دهند بی‌آنکه امکان مردن داشته باشم، آیا خود واقعی من در حال حاضر به این موضوع اهمیتی می‌دهد؟
زاویه‌ی نگاهمان را عوض می‌کنیم و از منظر موجودِ کپی شده می‌نگریم. در این حالت منِ واقعی چشمانم را می‌بندم و پس از باز کردن آنها خود را درون جهان جدیدی می‌بینم. در این حالتِ منِ جدید دیگر اطلاعی از احوالاتِ کنونیِ اصلِ خودم ندارد، اما خاطرات و احساساتِ گذشته با من است و احساس می‌کنم ادامه‌ی زندگیِ گذشته‌ی خود را طی می‌کنم. حالا من موجودی خواهم بود که درون یک نرم‌افزار می‌توانم انواع لذت‌ها و رنج‌ها را تجربه کنم، بدون نگرانی از مرگ. جهنم و بهشت در این حالت یک اتفاق کاملا واقعی خواهد بود. باری، چه زندگیِ پس از مرگ وجود داشته باشد (که از نظر من بی‌معنی است) و چه نباشد، این زندگی‌ِ کنونی درون این بدن، یکتا و غیرقابل جایگزین است. هر اتفاقی بعد از مرگ و یا بعد از کپی شدن بیفتد به این بدن ربطی ندارد و موجود بعدی همان موجود قبلی نیست. بیچاره موجودِ بعدی که بارِ خاطره‌ها و احساسات ما را به دوش خواهد کشید و چه جهنمی بدتر از این.

  • تاریخ : ۱۳۹۹/۲/۸
دعوت از نظر شما :
contact@endregion.ir